,درمن فریادهای درختی ستخسته ازمیوه های تکراری,من ماهی خسته از آبمتن می دهم به توتور عروسی غمگینتن می دهمبه علامت سوال بزرگیکه در دهانم گیر کرده است.,پس روزهایمان همین قدر بود؟,و زندگی آنقدر کوچک شدتا در چاله ای که بارها از آن پریده بودیمافتادیم.گروس عبدالملکیان
دوشنبه هشتم اسفند ۱۴۰۱ | 11:6 | missdra
|
برچسب:
نویسنده: یوسف اسدیان
تاريخ: سه
شنبه
9 اسفند
1401 ساعت: 2:39